مجله سیمدخت
0

آمریکای مرکزی و کارائیب در جنگ انقلابی چه نقشی ایفا کرد؟

بازدید 50

انقلاب آمریکا (1775-1783) که امپراتوری قدرتمند بریتانیا را در برابر 13 مستعمره نوپا قرار داد، تنها در قاره آمریکای شمالی رخ نداد. “تیراندازی که در سراسر جهان شنیده شد” در کنکورد، ماساچوست، همچنین جاه طلبی های سیاسی سایر امپراتوری های استعماری اروپا را برانگیخت و آنها را به این درگیری کشاند. بسیاری از این جاه طلبی ها در جزایر کارائیب تحقق یافت – که برخلاف تصور عامه، نه تنها از صحنه درگیری آمریکایی ناپدید نشد، بلکه به عنوان یک تئاتر جدایی ناپذیر از جنگ انقلابی عمل کرد.

از زمانی که کلمبوس در سال 1492 به کارائیب رسید، این گروه از جزایر در جنوب ساحل شرقی آمریکا استعمارگران اروپایی – اسپانیایی، بریتانیایی، فرانسوی و هلندی – را به خود جذب کرده بود که مشتاق کشت محصول ارزشمند شکر نیشکر بودند. در سال 1776، بریتانیا چندین مستعمره در کارائیب داشت: جامائیکا، باربادوس، جزایر بادگیر، گرنادا و توباگو، سنت وینسنت و دومینیکا. جنگ به قدرت های جهانی اروپا فرصتی داد تا با تصاحب قلمروهای ارزشمند کارائیب، نقشه های استعماری خود را دوباره ترسیم کنند، در حالی که امپراتوری بریتانیا را یک یا دو پله پایین تر بیاورند. این منطقه همچنین به آنها پایگاهی داد تا از آنجا به طور مخفیانه بر جهت انقلاب تأثیر بگذارند، زیرا فرانسه و هلند از طریق قلمروهای کارائیب خود، پول، توپخانه و باروت به آمریکایی ها عرضه می کردند.

شورشیان آمریکایی نیز خود جنگ را از کارائیب هدایت می کردند. جاسوسان استعماری از جزیره ای به جزیره دیگر می رفتند و تبلیغات می کردند و مناقشات بین بریتانیا و دشمنان اروپایی آن را برمی انگیختند. در دریا، دزدان دریایی آمریکایی بر کشتی های تدارکاتی بریتانیا خسارت وارد کردند و ناوگان نظامی امپراتوری را از سرزمین اصلی دور کردند. در واقع، این جزایر تولید کننده شکر از نظر اقتصادی و استراتژیک چنان مهم شدند که، به گفته اندرو اوشاگنسسی، مورخ دانشگاه ویرجینیا و نویسنده کتاب «امپراتوری تقسیم شده: انقلاب آمریکا و کارائیب بریتانیا»، بریتانیا خروج از درگیری آمریکای شمالی را به طور کلی در نظر گرفت تا از دفاع از قلمروهای جزیره ای خود حمایت کند.

کارائیب تبدیل به لانه ای برای تجارت غیرقانونی و جاسوسی شد

از همان ابتدا، قلمروهای کارائیب فرانسه یعنی مارتینیک و سن دومینگه (هائیتی امروزی) برای تلاش جنگی آمریکا حیاتی شدند. از آنجایی که بریتانیا در سال 1774 واردات توپخانه و باروت به مستعمرات را ممنوع کرد، ارتش قاره ای در سال اول جنگ به شدت به پول و آذوقه نیاز داشت. تنها کارخانه تولید باروت فعال مستعمرات به سختی می توانست نیازهای آتشفشان شورشیان را تامین کند.

در ماه مه سال 1776، وزیر امور خارجه فرانسه، شارل گراویه، کنت دو ورجن، با درک فرصتی برای سود بردن، تأمین مالی و تجهیز مخفیانه شورشیان آمریکایی با اسلحه، پول و حتی لباس را مجاز دانست. قبل از ورود رسمی فرانسه به جنگ در سال 1778، این کالاها را از طریق کشتی های تجاری از سن دومینگه و مارتینیک به بنادر آمریکایی منتقل می کرد. برآورد می شود که فرانسه 1.3 میلیارد لیور اعتبار و کالا به شورشیان آمریکایی ارائه کرده است.

مارتینیک همچنین به پایگاهی برای عملیات جاسوسان آمریکایی تبدیل شد. یکی از معروف ترین جاسوسان آمریکایی، ویلیام بینگهام، اهل فیلادلفیا، در مارتینیک کار می کرد تا روابط دوستانه با فرانسوی ها را تحکیم کند، کمک های مالی (اغلب با استفاده از اعتبارات فرانسوی که توسط بنجامین فرانکلین تنظیم شده بود) را تامین کند و از فعالیت های دزدان دریایی علیه کشتی های بریتانیایی حمایت کند. کنگره قاره ای بیش از 2000 نفر از این مالکان کشتی آزاد را مامور کرده بود تا منابع دریایی بریتانیا را از سرزمین اصلی دور کنند. استراتژی آنها این بود که به کشتی های حامل محموله های ارزشمند از قلمروهای جزیره ای بریتانیا حمله کنند و این باعث شود که بریتانیا به محافظت ناوگان خود نیاز داشته باشد. به لطف بینگهام، بنادر مارتینیک پناهگاهی برای غنایمی بودند که از طریق فعالیت های دزدان دریایی به دست آمده بود. و روابط دوستانه بینگهام با فرماندار فرانسوی، محافظت دریایی ارزشمند فرانسه از کالاها و اسلحه هایی را که به بنادر آمریکایی منتقل می شد، تضمین می کرد.

جزیره کوچک هلندی سنت اوستاتیوس که مساحت آن تنها حدود 12 مایل مربع است، نقش بسیار بزرگی در مسلح نگه داشتن شبه نظامیان آمریکایی ایفا کرد. هلندی ها که رسماً در این درگیری بی طرف بودند، در انقلاب آمریکا فرصتی مقاومت ناپذیر برای پر کردن خزائن خود دیدند. در اوایل دهه 1770، سالانه حدود 2000 کشتی آمریکایی برای تجارت شکر به سنت اوستاتیوس می رفتند. با این حال، در سال 1779، بیش از 3500 کشتی آمریکایی، که بسیاری از آنها به نمایندگی از کمیته مکاتبات مخفی دولت شورشی مأمور شده بودند، به این جزیره کوچک سفر کردند تا ذخایر مهمات، اسلحه و باروت را که به دلیل محاصره بریتانیا بر بنادر اروپایی از مسیرهای آفریقا منحرف شده بودند، خریداری کنند.

تجارت غیرقانونی باروت سود هنگفتی را برای بازرگانان هلندی به ارمغان آورد – “بیش از 120 درصد”، طبق گفته ویکتور انثوون مورخ. موفقیت این تجارت در کمک به تامین سلاح برای پیاده نظام آمریکایی باعث شد که دریاسالار معروف بریتانیایی، جرج رادنی، از این که سنت اوستاتیوس کوچک “به انگلستان بیش از تمام سلاح های قدرتمندترین دشمنانش آسیب رسانده و به تنهایی از شورش بدنام آمریکایی حمایت کرده است” ابراز تاسف کند. پس از اینکه سرانجام در سال 1780 شواهدی از تجارت غیرقانونی به دست آمد، بریتانیا در همان سال رسماً به جمهوری هلند اعلام جنگ کرد و در نهایت سنت اوستاتیوس را تصرف کرد.

کارائیب به میدان نبرد دریایی تبدیل می شود

فرانسه جنگ آمریکا را فرصتی برای بازپس گیری بخشی از تجارت و جایگاه دریایی خود که در اثر شکست‌های سنگین از بریتانیا در طول جنگ هفت ساله (1756-1763) کاهش یافته بود، می‌دید. هنگامی که فرانسه در سال 1778 به طور رسمی وارد انقلاب آمریکا شد، طبق گفته جیمز پریچارد، استاد سابق تاریخ در دانشگاه کوئینز، انتاریو، در مقاله خود “استراتژی فرانسه و انقلاب آمریکا: ارزیابی مجدد”، اهمیت استراتژیک بیشتری برای تثبیت دارایی های کارائیب خود و تصرف قلمروهای بریتانیا نسبت به درگیر شدن در درگیری در سرزمین اصلی آمریکای شمالی قائل شد. و فرانسه تنها نبود. در سال 1779، آنها با قول حمایت از طرح های اسپانیا برای تصرف قلمروهای ارزشمند بریتانیا مانند جامائیکا، اسپانیا را به جنگ کشاندند.

ضرورت دفاع از مستعمرات کارائیب، ضربه سختی به برنامه بریتانیا برای تمرکز نیروهای خود بر مسدود کردن سواحل آمریکای شمالی و مقابله با شورش آمریکایی وارد کرد. برای مثال، در دسامبر 1778، دولت بریتانیا 5000 سرباز را از نیویورک خارج کرد تا به تصرف جزیره سنت لوسیا کمک کند، که برای نظارت بر فعالیت های دشمن در آن حاشیه مهم کارائیب ضروری بود.

با وجود این پیروزی، فرانسوی ها به رهبری دریاسالارانی مانند شارل دستانگ و فرانسوا ژوزف پل، کنت دو گراس، رشته‌ای از موفقیت‌ها را در برابر نیروی دریایی بریتانیا به دست آوردند. فرانسوی ها مناطق بریتانیایی مانند سنت کیتس و باربادوس را تهدید کردند و در نهایت جزایری مانند دومینیکا (1778)، سنت وینسنت (1799)، گرنادا (1799) و توباگو (1781) را فتح کردند.

فرانسوی‌ها پیروزی یورک‌تاون را ممکن می‌سازند

پس از محاصره توباگو، در حالی که بریتانیایی‌ها در حال دفاع بودند و نیروهای اسپانیایی از قلمروهای فرانسه محافظت می‌کردند، دریاسالار د گرس بدون مانع به سمت سنت دومینگو حرکت کرد تا بندری امن پیدا کند. از آنجا، با تزریق تازه 3000 سرباز و بیش از 1.2 میلیون لیور بودجه اضافی از تجار کوبایی، د گرس در 5 آگوست از سنت دومینگو به سمت شمال به سمت خلیج چساپیک حرکت کرد.

یک ماه بعد، پیروزی د گرس در خلیج چساپیک از رسیدن نیروهای کمکی بریتانیا که به شدت توسط لرد چارلز کورنوالیس و ارتش او در یورکتاون ویرجینیا مورد نیاز بود جلوگیری کرد. نتیجه: کورنوالیس که از نظر تعداد کم بود در 17 اکتبر به ژنرال جورج واشنگتن تسلیم شد و آخرین درگیری بزرگ جنگ را پایان داد و استقلال آمریکا را تضمین کرد.

از آغاز خصومت ها در سال 1775 تا نبردهای نهایی در سال 1783، دریای کارائیب به مسیری مهم تبدیل شد که از طریق آن قدرت های اروپایی بودجه و مهمات را به شورشیان آمریکایی ارسال می کردند در حالی که برای برتری رقابت می کردند. منافع استعماری متخاصم اروپا در دنیای جدید به اصطلاح به این معنی بود که سرنوشت های اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی سرزمین های اصلی و جزیره ای به شدت درهم تنیده شده بودند. در واقع، مبارزه آمریکا برای استقلال در قلمروهای متعدد طنین انداز شد و آتش گرفت، مشاغل سیاسی انقلابیون مانند توسن لوورتور (هائیتی) و فرانسیسکو د میراندا (ونزوئلا) را شعله ور کرد و جرقه بحث هایی در مورد معیار واقعی دموکراسی را زد که تا به امروز در سیاست جهانی وجود دارد.

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *